الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

461

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

آيه بعد به سومين تا ششمين اوصاف آنها اشاره كرده ، مىفرمايد : « آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده ، و فرمانهاى او را از جان و دل پذيرفته‌اند » ( * ( وَالَّذِينَ اسْتَجابُوا لِرَبِّهِمْ ) * ) . « و نماز را برپا داشته‌اند » ( * ( وَأَقامُوا الصَّلاةَ ) * ) . « و كار آنها به طريق شورى و مشورت در ميان آنها صورت مىگيرد » ( * ( وَأَمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ ) * ) ( 1 ) . « و از آنچه به آنها روزى داده‌ايم ، در راه خداوند انفاق مىكنند » ( * ( وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ) * ) . در آيه گذشته سخن از پاكسازى وجودشان از گناهان و غلبه بر خشم و غضب بود ، اما در آيه مورد بحث سخن از بازسازى وجودشان در جنبه‌هاى مختلف است كه از همه مهمتر اجابت دعوت پروردگار و تسليم در برابر فرمان او است مطلبى كه همه نيكيها و خوبيها و اطاعت اوامر الهى در آن جمع است ، آنها با تمام وجود در برابر فرمانش تسليمند ، و در مقابل اراده او از خود اراده اى ندارند ، و بايد چنين باشد چرا كه بعد از پاكسازى قلب و جان از آثار گناه كه موانع راه حقند تسليم و اجابت قطعى است . ولى از آنجا كه در ميان اوامر الهى مسائل بسيار مهمى وجود دارد كه بالخصوص بايد انگشت روى آن گذاشت چند موضوع مهم را به دنبال آن يادآور مىشود كه مهمترين آنها « نماز » است ، نمازى كه ستون دين ، پيوند خلق و خالق ،

--> ( 1 ) « شورى » هر گاه مصدر و به معنى مشاورت بوده باشد بايد در آيه فوق كلمه « ذو » در تقدير گرفته شود ( امرهم ذو شورى بينهم ) آن گونه كه بعضى از مفسران گفته‌اند ، و يا حمل بر مبالغه و تاكيد شود ، زيرا ذكر « مصدر » بجاى « وصف » معمولا همين معنى را مىرساند ، ولى اگر شورى به معنى كارى كه در آن مشورت مىشود بوده باشد آن چنان كه راغب در مفردات گفته ( الامر الذى يتشاور فيه ) ديگر نيازى به تقدير نيست ( دقت كنيد ) .